تبليغاتX
پتک

پتک

سخن می گوید ...

 

درباره خودش مي گويد:

 

پسری ۲۶ ساله ، معمولی ... درسم را که در دانشگاه تمام کردم رفتم دنبال کار . چند جايی کار کردم به عنوان معلم خصوصی ، طراح ، ناظر فنی ساختمان و... واز شانس خوبم همه کارفرمايان گراميم  آرسن لوپن تشريف داشتند و پول نمی دادند! طوريکه با همه شان با بدبختی و مکافات تسويه حساب کردم جانم را برداشتم و در رفتم . روزهايی بود که يک هزارتومانی برايم حکم طلا را داشت... پدر و مادرم آدمهای بدی نيستند و دستشان هم به دهنشان می رسد . ادعای اصالت و فرهنگشان (مخصوصا پدرم) هم ماتحت خر را آسفالت می کند ولی جان به جانشان بکنی ايرانی هستند با همان فرهنگ تخمی نيمه سنتی نيمه مدرن ايرانی (که حالم را به هم می زند)

چند وقتی است که بر اساس يک ايده ساده ، خود کفا شده ام و (توسط يک نيروی کار که در خانه کار می کند + خودم) محصول ساده ای را توليد می کنم  و خودم هم می برم اين محصول ساده را در بازارهای هفتگی می فروشم . جمعه ها و دوشنبه ها بازار سنتی ستارخان ( همان که زير پل يادگار است) ، چهار شنبه ها پاساژ توحيد که در همان حوالی است ، پنج شنبه ها پاساژ گل افشان که در شهرک غرب است و...

خلاصه که دارم چرخ لنگ و زنگ زده زندگيم را به هر بدبختی هست می چرخانم .

 

دوست ناديده ام، برايت آرزوي موفقيت مي كنم.

 

+ نوشته شده در  سی ام آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

معمايي طرح شده است كه :

«یک روز شیری از گوسفندی پرسید: آیا دهانم بو می دهد؟
گوسفند گفت: بله!
شیر اورا درید.
بعد از گرگی همان سوال را کرد.
گرگ گفت : نه!
شیر اورا به خاطر چاپلوسی اش پاره پاره کرد.
تا این که نوبت به روباه رسید و همان سوال، تکرارشد...»
شما فکر می کنین روباه چی گفت؟!

 

و ظريفي پاسخ گفته است كه :

«عجب مسایل پیچیده ای... من [اگر جاي روباه بودم] میگفتم بله قربان دهانتون بو میده ولی من بر مبنای برداشت هرمنوتیکی از امر ذهنی ازین بو خیلی خوشم میاد... به این میگن روباه پلورال» !!

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

حتما شنيده ايد كه احمد بورقاني فراهاني، اولين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در دوره صدارت سيد محمد خاتمي . سپس نماينده مجلس ششم، مدتي پيش به علت انسداد عروق قلب در بيمارستان قلب تهران بستری شده بود.

كامبيز نوروزي براي وي نامه اي نوشته است كه خواندش خالي از لطف نيست.

 

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

".... ما وابسته به بانوی بانوان جهان حضرت فاطمه (سلام الله عليها) هستيم. دخت پيامبر(ص) همسر حضرت علي(ع) و مادر امام حسن(ع) و امام حسين(ع)، و اين کم لياقتی است؟..... در مذاهب ديگر هم موعود دارند، بودايی، زرتشتی و مسيحي. اما موعود ما بسيار شخصيت نابی است. من از موعود لذت می‌برم..."

 

اينها به نظر شما سخنان كيست؟ كي ؟  بزرگ بانوی ادبيات و داستان نويسی معاصر ايران، همان نويسنده‌ی چيره دست رمان جاودان سووشون، سيمين دانشور ؟ درست حدس زديد!

+ نوشته شده در  هجدهم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

آی ملت! پیوندهای روزانه را دریابید. باشد که رستگار شوید.

 

 

ضمناْ:

به نظر شما آیا ایشان واقعا استعفا داده است؟ و اگر داده است (و لکن استعفا!)٬ اگر آن که گفته اند بیاید چه بر سرمان می آید؟ البته من خودم کلی تحلیلات دارم اما دلم می خواهد اول مال شما را ببینم ! ( و لکن تحلیلتان را !!)

 

و ایضا درباره شاخ شدن این ژنرال  چه فکر می کنید که ظاهرا دارند برایش پرونده سازی هم می کنند؟

 

 

+ نوشته شده در  هفدهم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

فلسفه وجودي ماهي كيلكا

يا

چگونه با حقوق زنان مبارزه كنيم؟

 

 

برايم ايميلي آمده بود حاوي انیمیشنی كه ظاهرا كار مركز كارورزي سازمان‌هاي جامعه مدني است. خواستم كمي با دوستان فمينيست شوخي كنم!

 

در برابر هر زن توانايي كه خسته از صفتِ « ضعيف» است، مرد ضعيفي وجود دارد كه از قدرت كاذب رنج مي‌برد.

ترجمه: اي مردان ضعيف با آن بر و بازوهاي پوشالي احمقانه! بدانيد و آگاه باشيد كه هيچ پخي نبوده، كار يك فوتمان هستيد.

 

در برابر هر زني كه خسته از صفتِ كاذبِ «حماقت» است، مردي وجود دارد كه از پوشيدن نقاب «عاقل‌نمايي» رنج مي‌برد.

خودماني اش مي شود اينكه: هر مردي كه زني را احمق خطاب مي كند، خودش يك احمق است كه خيال مي كند عاقل است. سؤال از فمينيستهاي محترم: زني كه هر مردي از جمله شوهرش را  احمق خطاب مي كند دچار چه عارضه ايست؟

 

در برابر هر زني كه خسته از برچسبِ «احساساتي» بودن است، مردي وجود دارد كه از «حق گريه كردن و حساس بودن» محروم بوده است.

در اين قسمت ما ملتفت شديم كه كلمه «احساساتي» يك برچسب ننگين و فحش آب نكشيده است و استعمال اين لفظ باي نحوكان موجب تضييع و لگدمال نمودن و به خاك و خون كشيدن حقوق زنان بوده و نشانگر عقده اي بودن خود بي تربيتته! مردكه بي شعور! بابات احساساتيه با هفت جد و آبادت! به من چه ننه ات نمي ذاشته عرعر كني؟ يه بار ديگه به من بگي احساساتي مي زنم فكت پياده شه! اين بود انشاي ما درباره يك كودك احساساتي.

 

در برابر هر زني كه از آنكه به عنوان يك شيء جنسي قلمداد شود دل‌گير است، مردي وجود دارد كه نگران توان جنسي خود است.

والا اين تيكه رو نمي‌تونم توضيح بدم. اينجا خانواده رد مي شه خوبيت نداره. ضمن اينكه ممكن است تعبير شود كه خداي نكرده ما هم نگرانيم! فقط اميدواريم مركز محترم كارورزي‌هاي جامعه مدني در مورد دخترخانم‌هاي محترمي كه خود را مثل يك شيء قيمت‌گذاري و با اشياء ديگر مقايسه مي‌كنند توضيحات روشنگري ارئه نمايند!

 

در برابر هر زني كه از دستمزدي كه شايستگي‌اش را دارد محروم است، مردي وجود دارد كه مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش مي‌كشد.

ها.... حالا اي كه الان گفتي، يعــــني چــه؟؟! خداييش من كه نمي فهمم چي ميگه. آيا آن مردي كه «مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش مي‌كشد» همان مرديست كه زن مذكور را « از دستمزدي كه شايستگي‌اش را دارد» محروم كرده؟ يا در واقع شوهر زن مذكور است كه چون مرد عوضي ديگري زن مذكور را « از دستمزدي كه شايستگي‌اش را دارد» محروم كرده «مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش مي‌كشد» ؟؟

لطفا يك نفر ما را از اين همه ناداني و جهل عظيمي كه در آن دست و پا مي زنيم نجات دهد.

 

در برابر هر زني كه «اسرار مكانيكي ماشين» را نمي‌داند، مردي وجود دارد كه نمي‌داند چگونه تخم‌مرغي را آب‌پز كند.

اين سخن البته خودش شاهكاريست. واقعا چرا ما مردها اين‌قدر عقده‌اي هستيم؟! آيا اين موضوع كه ما نمي‌توانيم آب‌پز كردن تخم‌مرغ را فرا بگيريم دليل مي‌شود كه «اسرار مكانيكي ماشين» را پيش خودمان نگهداريم؟! آيا فكر كرده‌ايم اين يك برگ برنده است كه مي‌تواند شكست مفتضحانه ما را در فراگيري فن آب‌پز نمودن تخم‌مرغ لاپوشاني كند؟! مگر مخفي كردن «اسرار راندن ماشين» توانست اين اسرار را پيش ما نگه دارد؟! پس آيا چرا عبرت نگرفتيم؟

 

در برابر هر زني كه براي آزادي‌اش قدم بر مي‌دارد، مردي وجود دارد كه راه آزادي را باز مي‌يابد.

خارجي، روز، خيابان: ماشين‌ها به سرعت رد مي‌شوند. مرد و زني به انتظار تاكسي ايستاده‌اند. ما از سمت ديگر خيابان آنها را مي بينيم و صدايشان شنيده نمي شود. زن به ساعتش نگاه مي كند. مرد به ماشين‌هاي عبوري مقصدش را مي گويد. زوم اين روي روي چهره مرد. مرد مي‌زند و ما لبهايش را مي‌خوانيم: آزادي. يك پيكان قراضه نگه مي‌دارد. مرد مي دود و جلو مي‌نشيند. پيكان قراضه صبر مي‌كند تا زن سوار شود اما زن از ماشين رد مي‌شود و پياده ادامه مي دهد. تصوير تاريك مي‌شود. صداي بوق‌هاي كوتاه روي پرده.

 

حال بيش از هر زمان ديگري مي‌توان درك كرد كه: علت وجود زن، علت وجود بشر است.

در اين قسمت توجه شما را به يك عدد خاطره جلب مي نماييم: يك بار در دوران دانشجويي به يك عدد اردو در شمال رفتيم كه بازديد از يك كارخانه توليد كنسرو ماهي كيكا هم جزء برنامه بود. آقاي مهندسي! از پرسنل آن كارخانه مسئوليت راهنمايي ما دانشجويان مشتاق را بر عهده داشت و براي تشريح فرآيند كنسروسازي، از معرفي شخصيت ماهي كيلكا شروع كرد و گفت: «همون‌طور كه مي‌بينيد(!) فلسفه وجودي ماهي كيلكا بين 15 – 10 سانتيمتره!» نتيجه اخلاقي اينكه علت وجودي بشر اعم ار زن و مرد هم همان 15 – 10 سانتيمتر است!

 

 توضيح : جملات با حروف سياه عينا از متن انيميشن فوق است.

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

جهت دوستانی که عجالتا می خواهند بدانند چه خبر است٬ عرض می شود خاله خانباجی وبلاگستان در یک حرکت حماسی و قهرمانانه٬ خشتک ما را پرچم نموده اند!

به این صورت:

این پتک مگه ولمون می‌کنه؟ فکر کنم تا بهش لینک ندم ول‌کنم نیست. و هربار باید تو نظرخواهیم یه چیزی بنویسه. یکی از اشتباه‌هام این بود که رفتم جواب دادم . تو نظرخواهیش.به خیلی چیزا رسیدم! برام جالب‌انگیز بود بعضیا جلو روت ازت تعریف می‌‌کنن و تو نظرخواهی دیگران کینه‌شونو خالی می‌کنن. به طور اتفاقی گذارم به کامنتدونی‌یی افتاد و دیدم پتک شبانه‌روز مشغول فعالیت و مبارزه برای آزادی گنجیه! از خجالت آب شدم:(
توضیح: پتک با اسم اروس کامنت نوشته.( باعروسی که مادرش چهار‌کلمه حرف می‌زنه اشتباه نشه)
بیچاره گنجی، نخود کیشمیش دهن کیا شده!
اما خودمونیم... بمیرم برای پتک. ازغصه‌ی گنجی نه غذا از گلوش می‌ره پایین نه سرکار می‌ره و نه مهمونی.. چت که اصلا:( طفلک! یکی بهش برسه! داره از دست می‌ره بچه‌م!
تروخدا نیاییم اسم‌بردن از گنجی رو بکنیم علامت تفاخر و ادعای روشنفکری...

 فعلا حال ندارم بنویسم.

+ نوشته شده در  یازدهم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

«مردن يعنی تو پيشاپيش مرده‌اي، در گذشته‌ای عتيق، از مرگی که مرگِ تو نبود، مرگی که تو نه آن را شناخته‌ای نه آن را زيسته‌اي، مرگی که در سايه‌يِ تهديدش به زيستن فراخوانده شده‌ای. از اين پس در آينده انتظارش را می‌کشی، آينده‌ای می‌سازی تا عاقبت اين مرگ را ممکن کنی ـ ممکن يعنی چيزی که اتفاق خواهد افتاد و به حوزه‌يِ تجربه تعلق خواهد گرفت.»

 

                                              

موریس بلانشو٬ برگردان کیوان طهماسبی

+ نوشته شده در  هفتم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

مقداري به شكل و شمايل اينجا رسيدم. آرشيو موضوعي و لينكدوني و اين مسخره بازيها. لينكهاي روزانه را - سعي مي كنم -  به روز نگه دارم.

 

معصومه شفیعی٬ همسر شجاع اکبر گنجی امروز گوشه هایی از رازهای ۵۲ روز بی خبری از اکبر را  باز گفته است. شمه دیگری از دستگاه عدالت پرور علوی.

                                                       گنجي در ويرانه ...

روزنامه ها هم که به قول خودت لالمانی گرفته اند ...

+ نوشته شده در  چهارم آبان 1384ساعت   توسط   | 

 

دكتر رامشت رييس جدید دانشگاه اصفهان در ضیافت افطاری با کار آفرینان دانشگاه تاکید فرمودند: چه کسی گفته ما جناحی عمل نمی کنیم ؟ آیا کسی گفته ما نباید جناحی عمل کنیم؟ مگر میشود جناحی عمل نکنیم ؟ ما شش سال سختی کشیده ایم و تشکیلات زیرزمینی درست کرده ایم و آدمها را با هم متحد کرده ایم ، رای گرفته ایم از مردم و حالا می خواهیم حکومت کنیم. (!!) ما تعیین می کنيم که چه کسی باشد و چه کسی برود. وی در مورد تغییر و تحولات سریع و صدور بیش از 40 حکم دردانشگاه اصفهان در كمتر از يكماه نیز خاطر نشان کرد: شما تاریخ را نخوانده اید ، علی (ع) از روزی که حاکم شد ظرف یک هفته عزل ونصب ها را انجام داد. رامشت در مورد عدم تودیع مدیران سابق در دانشگاه اصفهان نیز گفت :چرا باید از کسانی که خیانت کردند به بیت المال، خیانت کردند به ملت ، کسانی که به نوامیس مردم تجاوز کردند (!!) تشکر کنیم؟

                                        جهت مشاهده عكس جناب دكتر كليك بفرماييد.

ايشان در پایان همچنين اضافه نمودند: بر اساس یک نظریه آمریکایی که یکی از مشاوران کاخ سفید داده است اگر 25 درصد مردم طرفدار شما باشند 50 درصد هم به صورت اتوماتیک هواداری مي کنند ، 10 الی 12 درصد را می توان خرید همچنین 10 الی 12 درصدديگر را می شود ترساند و 3 الی 4 درصد بقیه که به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند را می توان با نیروی واکنش سریع در نطفه خفه کرد.(!!)

 

هرچند درفشاني فوق به قدر كافي گويا هست، اما ذكر چند نكته واجب است:

 

1- «مهرورزي» دولت كريمه ديگر دارد كليه فك و فاميل متاهل و مجرد و ترشيده و نترشيده ملت غيور ايران را به عقد رئيس جمهور خوش تيپمان در مي آورد. لطفا يك نفر به ايشان سلام ملت را برساند و بگويد به مناسبت ايام عزاداري چند روزي مراعات ملت شهيدپرور را بكند.

 

2- اين صداقت بعضي از نوكرهاي جديد ملت است كه ما و شما را كشته، و واقعا در تاريخ سياسي جهان كم نظير است.

 

3- در راستاي آن 10 الي 12 درصد اولي، لطفا يكي بيايد ما را بخرد تا در راستاي آن دومي نترسيده ايم.

 

4- به نظر شما هواداري «اتوماتيك» بهتر است يا دستي؟

 

5-  آيا مرگ بر آمريكا؟

 

+ نوشته شده در  دوم آبان 1384ساعت   توسط   |