تبليغاتX
پتک

پتک

سخن می گوید ...

 

هر که  برده است این خر جفتک پران را روی بام

هم تواند  او به پایین اش بیارد والـــــــــــــسلام!

(اخوان ثالث)

+ نوشته شده در  بیست و هفتم آذر 1384ساعت   توسط   | 

 

لابد شنيده ايد كه متعاقب درفشاني هاي اخير رئيس جمهور عزيزمان، دادگاهی در رم، حساب بانکی سفارت جمهوری اسلامی را به علت حمایت این رژیم از تروریسم بین المللی مسدود كرد و پسر خوش تيپ وزارت خارجه هم تفسير نمود كه: «اين كاري كه يكي از بانك‌هاي ايتاليايي كرد يك كار سياسي بود و فكر مي‌كنيم پيش از اينكه اين كار به جمهوري اسلامي ايران لطمه بزند به بانك ايتاليايي و ساير موسسات بانكي اين كشور لطمه خواهد زد. يعني بانكي كه كار سياسي مي‌كند، با اين كار حكم نابودي خودش را امضا مي‌نمايد؛ يعني بي‌اعتبار خواهد شد و طبيعي است كه كشورهاي ديگر به اين بانك و بانكهاي ديگر در ايتاليا به عنوان يك موسسه اقتصادي نگاه نخواهند كرد. »

امروز در بانك ملت به من گفتند "به ما بخشنامه شده كه بانكهاي ايتاليايي را بلوكه كنيد. يعني ديگر با بانكهاي ايتاليايي كار نكنيد." فكر كردم پس دليل سونامي تغيير مديران عامل بانكهاي دولتي هم معلوم شد.

 

به نظر شما اين وسط چه كسي دارد حكم نابودي خودش را امضا مي كند؟

 پ.ن. حضرت اجل باز هم بر مواضع گهربارشان تاکید فرمودند.

+ نوشته شده در  بیست و سوم آذر 1384ساعت   توسط   | 

 

درباره فاجعه اخیر٬ یکی یک جایی نوشته بود : «گذشت....اما مثه سيخي كه از كبابي بگذره...»

خوشم اومد.

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1384ساعت   توسط   | 

 

اول اینکه٬ شنبه روز بدی بود.

 دیگر اینکه٬ قاف از «حاج آقا» سوالات مهمی پرسیده است از جمله اینکه «اگر ما بخواهيم در باغ شهادت ـ که گويا فقط برای مردم است ـ شش ميخه شود به که بگوييم؟»

فی الواقع سوالات بجایی است.

 

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1384ساعت   توسط   | 

             AFP

عکسهای بسیار تکاندهنده عطاالله طاهرکناره و هنگامه فهیمی برای خبرگزاری فرانسه

 

+ نوشته شده در  هفدهم آذر 1384ساعت   توسط   | 

                 

یک هواپیمای فرسوده دیگر سقوط کرد. این بار روی خانه های مردم...

 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت   توسط   | 

 

بخشي از نوجواني من با قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب گذشت، مجموعه‌اي بسيار ارزشمند و دوست‌داشتني كه پيش از من برادرم خوانده بود و مدتها از چاپ‌شان مي‌گذشت. محتواي هر جلد، از يكي از آثار بزرگ ادبي اقتباس شده بود: قصه‌هاي كليله و دمنه، قصه‌هاي مثنوي، ... كاغذ كاهي داشتند و جلد شوميز، و آنقدر بازخوانده بودم‌شان كه چيزي از شيرازه‌شان باقي نمانده بود.

نمي‌دانم بر اين چاپ‌هاي جديد كه چند سالي است به بازار آمده، چه رفته است اما متن كتابها از استاد مهدي آذر يزدي، پير داستان‌گوي كودكان ايراني است و تصويرها در بعضي جلدها، كار استاد فقيد مرتضي مميز. اميدوارم چاپهاي جديد هم اين شاهكارهاي تصويرگري را با خود داشته باشند.

من با اين كتابها، با قصه‌ها و تصويرهاشان بزرگ شده‌ام و نام مرتضي مميز همواره احترام عميق مرا برانگيخته است. يادم هست كه به نقاشيها خيره مي‌شدم و داستان راوي با شخصيتهاي تصوير شده از برابرم همچون فيلمي مي‌گذشت، و بعدها نيز كه آثار ادبي مورد اقتباس را مي‌خواندم، تصويرها برايم تداعي مي شدند، انگار به سنگ بركنده باشندشان...

 

بنگريد!

نمي‌شنويد همهمه بازرگانان را بر سر چاه يوسف؟

                                   يوسف بر سر چاه - اثر مرتضي مميز

 

+ نوشته شده در  ششم آذر 1384ساعت   توسط   | 

 

انقلاب‌ها هيچ گاه بار استبداد را سبك نكرده‌اند بلكه بار را از شانه‌اي به شانه ديگر منتقل كرده‌اند.

جرج برنارد شاو

 

 

+ نوشته شده در  دوم آذر 1384ساعت   توسط   |