فلسفه وجودي ماهي كيلكا
يا
چگونه با حقوق زنان مبارزه كنيم؟
برايم ايميلي آمده بود حاوي انیمیشنی كه ظاهرا كار مركز كارورزي سازمانهاي جامعه مدني است. خواستم كمي با دوستان فمينيست شوخي كنم!
در برابر هر زن توانايي كه خسته از صفتِ « ضعيف» است، مرد ضعيفي وجود دارد كه از قدرت كاذب رنج ميبرد.
ترجمه: اي مردان ضعيف با آن بر و بازوهاي پوشالي احمقانه! بدانيد و آگاه باشيد كه هيچ پخي نبوده، كار يك فوتمان هستيد.
در برابر هر زني كه خسته از صفتِ كاذبِ «حماقت» است، مردي وجود دارد كه از پوشيدن نقاب «عاقلنمايي» رنج ميبرد.
خودماني اش مي شود اينكه: هر مردي كه زني را احمق خطاب مي كند، خودش يك احمق است كه خيال مي كند عاقل است. سؤال از فمينيستهاي محترم: زني كه هر مردي از جمله شوهرش را احمق خطاب مي كند دچار چه عارضه ايست؟
در برابر هر زني كه خسته از برچسبِ «احساساتي» بودن است، مردي وجود دارد كه از «حق گريه كردن و حساس بودن» محروم بوده است.
در اين قسمت ما ملتفت شديم كه كلمه «احساساتي» يك برچسب ننگين و فحش آب نكشيده است و استعمال اين لفظ باي نحوكان موجب تضييع و لگدمال نمودن و به خاك و خون كشيدن حقوق زنان بوده و نشانگر عقده اي بودن خود بي تربيتته! مردكه بي شعور! بابات احساساتيه با هفت جد و آبادت! به من چه ننه ات نمي ذاشته عرعر كني؟ يه بار ديگه به من بگي احساساتي مي زنم فكت پياده شه! اين بود انشاي ما درباره يك كودك احساساتي.
در برابر هر زني كه از آنكه به عنوان يك شيء جنسي قلمداد شود دلگير است، مردي وجود دارد كه نگران توان جنسي خود است.
والا اين تيكه رو نميتونم توضيح بدم. اينجا خانواده رد مي شه خوبيت نداره. ضمن اينكه ممكن است تعبير شود كه خداي نكرده ما هم نگرانيم! فقط اميدواريم مركز محترم كارورزيهاي جامعه مدني در مورد دخترخانمهاي محترمي كه خود را مثل يك شيء قيمتگذاري و با اشياء ديگر مقايسه ميكنند توضيحات روشنگري ارئه نمايند!
در برابر هر زني كه از دستمزدي كه شايستگياش را دارد محروم است، مردي وجود دارد كه مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش ميكشد.
ها.... حالا اي كه الان گفتي، يعــــني چــه؟؟! خداييش من كه نمي فهمم چي ميگه. آيا آن مردي كه «مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش ميكشد» همان مرديست كه زن مذكور را « از دستمزدي كه شايستگياش را دارد» محروم كرده؟ يا در واقع شوهر زن مذكور است كه چون مرد عوضي ديگري زن مذكور را « از دستمزدي كه شايستگياش را دارد» محروم كرده «مسؤليت اقتصادي انسان ديگري را بالاجبار بدوش ميكشد» ؟؟
لطفا يك نفر ما را از اين همه ناداني و جهل عظيمي كه در آن دست و پا مي زنيم نجات دهد.
در برابر هر زني كه «اسرار مكانيكي ماشين» را نميداند، مردي وجود دارد كه نميداند چگونه تخممرغي را آبپز كند.
اين سخن البته خودش شاهكاريست. واقعا چرا ما مردها اينقدر عقدهاي هستيم؟! آيا اين موضوع كه ما نميتوانيم آبپز كردن تخممرغ را فرا بگيريم دليل ميشود كه «اسرار مكانيكي ماشين» را پيش خودمان نگهداريم؟! آيا فكر كردهايم اين يك برگ برنده است كه ميتواند شكست مفتضحانه ما را در فراگيري فن آبپز نمودن تخممرغ لاپوشاني كند؟! مگر مخفي كردن «اسرار راندن ماشين» توانست اين اسرار را پيش ما نگه دارد؟! پس آيا چرا عبرت نگرفتيم؟
در برابر هر زني كه براي آزادياش قدم بر ميدارد، مردي وجود دارد كه راه آزادي را باز مييابد.
خارجي، روز، خيابان: ماشينها به سرعت رد ميشوند. مرد و زني به انتظار تاكسي ايستادهاند. ما از سمت ديگر خيابان آنها را مي بينيم و صدايشان شنيده نمي شود. زن به ساعتش نگاه مي كند. مرد به ماشينهاي عبوري مقصدش را مي گويد. زوم اين روي روي چهره مرد. مرد ميزند و ما لبهايش را ميخوانيم: آزادي. يك پيكان قراضه نگه ميدارد. مرد مي دود و جلو مينشيند. پيكان قراضه صبر ميكند تا زن سوار شود اما زن از ماشين رد ميشود و پياده ادامه مي دهد. تصوير تاريك ميشود. صداي بوقهاي كوتاه روي پرده.
حال بيش از هر زمان ديگري ميتوان درك كرد كه: علت وجود زن، علت وجود بشر است.
در اين قسمت توجه شما را به يك عدد خاطره جلب مي نماييم: يك بار در دوران دانشجويي به يك عدد اردو در شمال رفتيم كه بازديد از يك كارخانه توليد كنسرو ماهي كيكا هم جزء برنامه بود. آقاي مهندسي! از پرسنل آن كارخانه مسئوليت راهنمايي ما دانشجويان مشتاق را بر عهده داشت و براي تشريح فرآيند كنسروسازي، از معرفي شخصيت ماهي كيلكا شروع كرد و گفت: «همونطور كه ميبينيد(!) فلسفه وجودي ماهي كيلكا بين 15 – 10 سانتيمتره!» نتيجه اخلاقي اينكه علت وجودي بشر اعم ار زن و مرد هم همان 15 – 10 سانتيمتر است!
توضيح : جملات با حروف سياه عينا از متن انيميشن فوق است.